شاعری در باران
درختها عجب دنیایی دارند یکی کتاب می شود یکی تنبور یکی هم تبر! دوستت خواهم داشت حتی اگر باران نبارد...! تاریک غمگین سرد و طولانی هر لحظه ی من بی تو یلدایی ست... گاهی آنقدر دوستت دارم که فراموش می کنم نیستی! حالا دیگر راحت می میرم چون می دانم دوستم داری! هر شب به جای ستاره ها غصه هایم را میشمارم دوستم نداشته باش! زندگی کردن در شرایط سخت را بیشتر دوست دارم! 





| Design By : Pars Skin |


